الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
155
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
نخستين خطبهء نهجالبلاغه با اين جملهها آغاز شده است : الحَمدُ لِلَّهِ الَّذي لا يَبلُغُ مِدحَتَهُ القائِلونَ ، وَ لا يُحصي نَعَماءَهُ العادّونَ ، وَ لا يُؤَدّي حَقَّهُ المُجتَهِدونَ . الَّذي لا يُدرِكُهُ بُعدُ الهِمَمِ ، وَ لا يَنالُهُ غَوصُ الفِطَنِ ؛ الَّذي لَيسَ لِصِفَتِه حَدٌّ مَحدودٌ ، وَ لا نَعتٌ مَوجودٌ ، وَ لا وَقتٌ مَعدودٌ ، وَ لا أَجَلٌ مَمدودٌ . حمد مختصّ ذات جامع جميع صفات كمال است كه گويندگان به مدحتش نمىرسند ، و شمارندگان [ و عالمان به علم اعداد ] نعمتهاى او را نمىتوانند بشمرند ، و كوششكنندگان حقّ او را نمىتوانند ادا كنند . آنكه انديشههاى عميق و دور ، حقيقت او را ادراك نمىنمايند ، و ژرفاى هوشها او را در نمىيابند ؛ آنكه صفتش حدّ و مرز و اندازهاى ندارد و براى آن ، نعمت موجود و وقت شمردهشده و زمان معلوم شده نيست . در خطبهء 49 مىفرمايد : لَم يُطلِعِ العُقولَ عَلى تَحديدِ صِفَتِه ، وَ لَم يَحجُبها عَن واجِبِ مَعرِفَتِه . خردها را بر تحديد صفت خويش آگاه نساخت [ چرا كه عقلها را به تحديد صفت او راهى نيست ] ، و آنها را از شناخت خود ( خداشناسى ) در پرده و حجاب قرار نداد . خطبهء اشباح از خطبههاى جليل نهجالبلاغه است و طبق روايت مسعدة بن صدقه از حضرت صادق عليه السلام ، اميرالمؤمنين عليه السلام هنگامى آن را بر فراز منبر كوفه ايراد فرمود كه مردى به آن حضرت عرض كرد : پروردگار ما را برايمان چنان توصيف كن كه گويى او را آشكارا مىبينيم ، تا دوستى و معرفت خود را به او زياد نماييم .